جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
It boy
01
پسر مد روز, مرد جوان تاثیرگذار
a young man known for charisma, style, and cultural influence
slang
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انسان
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
it boys
مثالها
That actor is the new it boy in Hollywood.
آن بازیگر it boy جدید در هالیوود است.



























