جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Gossipfest
01
جلسه شایعهپردازی, مهمانی غیبت
a lively session or event focused on sharing gossip
slang
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
gossipfests
مثالها
Our group chat became a real gossipfest last night.
چت گروهی ما دیشب تبدیل به یک جشن شایعهپردازی واقعی شد.



























