جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Boy dinner
01
غذای مردانه, شام پسرانه
a simple, hearty, or filling meal, typically associated with men or masculine eating habits
slang
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
boy dinners
مثالها
He posted his boy dinner; steak and fries, no salad.
او غذای مردانه خود را پست کرد؛ استیک و سیبزمینی سرخ کرده، بدون سالاد.



























