جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Curve killer
01
کشنده منحنی, شکستدهنده منحنی
a student who scores so high on an exam that they ruin the grading curve for everyone else
عامیانه
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انسان
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
curve killers
مثالها
Don't sit next to the curve killer; you'll just feel bad.
کنار قاتل منحنی ننشین؛ فقط احساس بدی پیدا میکنی.



























