جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
to crap out
01
شکست خوردن فاحش, گند زدن
to fail badly or blunder, especially unexpectedly
Slang
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
عبارتی
فعل کنشی
باقاعده
جداشدنی
جزء فعلی
out
فعل پایه
crap
زمان حال
crap out
سومشخص مفرد
craps out
وجه وصفی حال
crapping out
گذشته ساده
crapped out
اسم مفعول
crapped out
مثالها
If they do n't practice, they 'll crap out in the finals.
اگر تمرین نکنند، در فینالها شکست فاحشی خواهند خورد.



























