جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
stanky
01
بدبو, گندیده
smelly or unpleasant in odor
Slang
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
ساده
کیفی
شکل عالی
stankiest
شکل تفضیلی
stankier
درجهپذیر
مثالها
That trash can is stanky; take it out!
آن سطل زباله بدبو است؛ آن را بیرون ببر!



























