جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
stanky
01
بدبو, گندیده
smelly or unpleasant in odor
عامیانه
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
ساده
کیفی
شکل عالی
stankiest
شکل تفضیلی
stankier
درجهپذیر
مثالها
My gym shoes are super stanky after practice.
کفشهای ورزشی من بعد تمرین خیلی بدبو شدهاند.



























