جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Mombie
01
مومبی, مادر زامبی
an exhausted mother who looks or acts like a zombie, usually from lack of sleep or rest
slang
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انسان
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
mombies
مثالها
Coffee is the only thing keeping this mombie going.
قهوه تنها چیزی است که این مومبی را سرپا نگه میدارد.



























