جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Dayroom
01
خیانتکار, آفتابپرست
someone who switches behavior or can't be trusted
عامیانه
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انسان
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
dayrooms
مثالها
He's such a dayroom for pretending to be loyal.
او برای تظاهر به وفاداری، یک دورو تمام است.
درخت واژگانی
dayroom
day
room



























