جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Whole meal
01
یک وعده کامل, یک ضیافت
a person who is extremely attractive or appealing
عامیانه
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انسان
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
whole meals
مثالها
Wow, did you see her outfit tonight? She's a whole meal.
وای، امشب لباسش رو دیدی؟ اون یه وعده کامل غذاست.



























