جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Whole meal
01
یک وعده کامل, یک ضیافت
a person who is extremely attractive or appealing
Slang
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انسان
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
whole meals
مثالها
He 's not just cute, he 's a whole meal.
او فقط بامزه نیست، یک وعده کامل است.



























