جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
torqued off
01
عصبانی, ناراحت
annoyed, upset, or angry
Dialect
American
اصطلاح
عامیانه
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
مرکب
کیفی
شکل عالی
most torqued off
شکل تفضیلی
more torqued off
درجهپذیر
مثالها
He was torqued off after missing the meeting.
او بعد از از دست دادن جلسه عصبانی شده بود.



























