جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
to hulk out
01
از کوره در رفتن, کنترل خود را به شکل نمایشی از دست دادن
to lose control of one's emotions, typically from anger or stress, often in a dramatic or explosive way
slang
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
عبارتی
فعل کنشی
باقاعده
جدانشدنی
جزء فعلی
out
فعل پایه
hulk
زمان حال
hulk out
سومشخص مفرد
hulks out
وجه وصفی حال
hulking out
گذشته ساده
hulked out
اسم مفعول
hulked out
مثالها
She hulked out after hearing the unfair news.
او کنترل خود را از دست داد پس از شنیدن خبر ناعادلانه.



























