جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
to boss up
01
کنترل را به دست گرفتن, با اعتماد به نفس و اقتدار عمل کردن
to take charge of one's life or situation, often improving it with confidence and authority
عامیانه
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
عبارتی
فعل کنشی
باقاعده
جدانشدنی
جزء فعلی
up
فعل پایه
boss
زمان حال
boss up
سومشخص مفرد
bosses up
وجه وصفی حال
bossing up
گذشته ساده
bossed up
اسم مفعول
bossed up
مثالها
After college, she really bossed up.
بعد از دانشگاه، او واقعاً اوضاع را به دست گرفت.



























