جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Cocaine
01
کوکائین
a strong drug that makes people feel really energetic, but it can be harmful and addictive
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
بیجان
ساختار صرفی
ساده
غیرقابل شمارش
مثالها
Mike regrets experimenting with cocaine in his youth.
مایک از آزمایش با کوکائین در جوانی خود پشیمان است.
درخت واژگانی
cocainize
cocaine



























