جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
to carbon-date
01
تاریخگذاری کربنی, انجام تاریخگذاری کربنی
to find out how old something is by measuring the amount of a certain type of carbon it has left
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
مرکب
فعل کنشی
باقاعده
زمان حال
carbon-date
سومشخص مفرد
carbon-dates
وجه وصفی حال
carbon-dating
گذشته ساده
carbon-dated
اسم مفعول
carbon-dated
مثالها
Scientists carbon-date ancient bones to learn when the person lived.
دانشمندان از تاریخگذاری کربنی برای فهمیدن زمان زندگی فرد استفاده میکنند.



























