جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Off-road skating
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب پیچیده
غیرقابل شمارش
شکل جمع
off-road skatings
مثالها
He switched to off-road skating to explore forest paths and hiking trails.
او به اسکیت آفرود روی آورد تا مسیرهای جنگلی و پیادهروی را کشف کند.



























