جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Prospecting
01
اکتشاف, جستجو
the act of searching for valuable things like minerals, oil, or opportunities
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
غیرقابل شمارش
مثالها
They spent months on prospecting before finding a good location.
آنها ماهها را به اکتشاف گذراندند قبل از اینکه مکان خوبی پیدا کنند.
درخت واژگانی
prospecting
prospect



























