جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Clipboard
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
بیجان
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
clipboards
مثالها
He used a clipboard to keep track of scores during the basketball game.
او از یک تخته کلیپ برای پیگیری امتیازات در طول بازی بسکتبال استفاده کرد.
02
کلیپبورد
(computing) a temporary storage area for data that has been copied or cut
مثالها
To move the file, you need to place it on the clipboard first.
برای جابجایی فایل، ابتدا باید آن را در کلیپبورد قرار دهید.
درخت واژگانی
clipboard
clip
board



























