جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Cleaner
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انسان
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
cleaners
مثالها
The cleaner forgot to mop the kitchen floor today.
نظافتچی امروز فراموش کرد کف آشپزخانه را تی بکشد.
02
تمیز کننده, پاک کننده
a preparation used in cleaning something
03
تمیزکار, اپراتور خشکشویی
the operator of dry-cleaning establishment
درخت واژگانی
cleaner
clean



























