جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Cleaner
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انسان
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
cleaners
مثالها
As a cleaner, he has to arrive at the office early in the morning.
به عنوان یک نظافتچی، او باید صبح زود به دفتر برسد.
02
تمیز کننده, پاک کننده
a preparation used in cleaning something
03
تمیزکار, اپراتور خشکشویی
the operator of dry-cleaning establishment
درخت واژگانی
cleaner
clean



























