جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
afoot
01
پیاده, با پای پیاده
by walking or on foot
اطلاعات دستوری
مثالها
With the bridge out, the only way to cross was afoot.
با پل از کار افتاده، تنها راه عبور پیاده بود.
afoot
01
در حال انجام, در حال پیشرفت
currently in progress
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
ساده
کیفی
درجهناپذیر
02
پیاده, در حال پیادهروی
traveling by foot



























