جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Claque
01
بادمجان دور قاب چینها, تحسینکننده پولکی، کسانی که پول میگیرند تا به نمایش رفته و کف بزنند
a group of people hired to applaud or provide enthusiastic support for a performer or performance
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انسان
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
claquers
مثالها
The theater hired a claque to ensure a positive response to the play, despite its lackluster performance.
تئاتر یک دسته تشویق استخدام کرد تا واکنش مثبتی به نمایش داشته باشد، علیرغم اجرای ضعیف آن.



























