جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Cheeseburger
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
بیجان
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
cheeseburgers
مثالها
The fast-food restaurant 's signature dish is their double cheeseburger, topped with two slices of melted cheese.
غذای امضا رستوران فستفود، چیزبرگر دوبل آنهاست که با دو برش پنیر آبشده پوشیده شده است.
درخت واژگانی
cheeseburger
cheese
burger



























