جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
chatty
01
وراج, پرحرف
full of trivial or nonessential details in conversation
مثالها
The chatty child kept asking questions.
بچه پرحرف مدام سوال میپرسید.
02
پرحرف, وراج
talkative and enjoying conversation
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
ساده
کیفی
شکل عالی
chattiest
شکل تفضیلی
chattier
درجهپذیر
مثالها
She is very chatty and always tells stories.
او بسیار پرحرف است و همیشه داستانها را تعریف میکند.
درخت واژگانی
chattily
chatty
chat



























