جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Chamomile
01
بابونه
a herb with small white flowers and a pleasant, soothing aroma
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
بیجان
ساختار صرفی
ساده
قابل شمارش
شکل جمع
chamomiles
مثالها
He prefers chamomile over caffeinated teas in the evening.
او بابونه را به چای های کافئین دار ترجیح می دهد.



























