جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Cave
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
بیجان
ساختار صرفی
ساده
قابل شمارش
شکل جمع
caves
مثالها
The cave's entrance was concealed by dense foliage, leading to a mysterious world beneath the surface.
ورودی غار توسط شاخ و برگ انبوه پنهان شده بود، که به دنیایی مرموز در زیر سطح منتهی میشد.
to cave
01
غارگردی کردن
to explore natural underground chambers and tunnels
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
ساده
فعل حرکتی
باقاعده
زمان حال
cave
سومشخص مفرد
caves
وجه وصفی حال
caving
گذشته ساده
caved
اسم مفعول
caved
02
حفر کردن, تو خالی کردن
hollow out as if making a cave or opening
درخت واژگانی
cavity
cave



























