جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Career
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
ساده
قابل شمارش
شکل جمع
careers
مثالها
He 's had a successful career in finance, working for various investment firms.
او یک حرفه موفق در امور مالی داشته است، برای شرکتهای سرمایهگذاری مختلف کار کرده است.
02
حرفه
the general progression of your working or professional life
to career
01
با سرعت حرکت کردن, شتابیدن
move headlong at high speed
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
ساده
فعل حرکتی
باقاعده
زمان حال
career
سومشخص مفرد
careers
وجه وصفی حال
careering
گذشته ساده
careered
اسم مفعول
careered
درخت واژگانی
careerism
careerist
career



























