جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Adult
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انسان
ساختار صرفی
ساده
قابل شمارش
شکل جمع
adults
مثالها
As an adult, she took on the responsibilities of her career and family.
به عنوان یک بالغ، او مسئولیتهای شغل و خانوادهاش را بر عهده گرفت.
02
بالغ, فرد بالغ
any mature animal
adult
01
بالغ (از نظر جسمی)
fully developed and mature
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
ساده
کیفی
شکل عالی
most adult
شکل تفضیلی
more adult
درجهپذیر
مثالها
The adult volunteers dedicate their time to helping those in need within the community.
داوطلبان بالغ وقت خود را به کمک به نیازمندان در جامعه اختصاص میدهند.
02
اروتیک, شهوانی
designed to arouse lust
درخت واژگانی
adulthood
adult



























