جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
to cap off
01
تاج گذاری کردن, به پایان رساندن با موفقیت
to bring something to a successful or impressive conclusion
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
عبارتی
فعل کنشی
باقاعده
جداشدنی
جزء فعلی
off
فعل پایه
cap
زمان حال
cap off
سومشخص مفرد
caps off
وجه وصفی حال
capping off
گذشته ساده
capped off
اسم مفعول
capped off
مثالها
They capped off the evening with fireworks.
آنها شب را با آتشبازی به پایان رساندند.



























