جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
adoring
01
عاشقانه, ستایشگر
showing very strong, often excessive, love or admiration
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
صفتِ وجه وصفی حال
کیفی
شکل عالی
most adoring
شکل تفضیلی
more adoring
درجهپذیر
مثالها
She gave him an adoring look that made him blush.
او به او نگاهی عاشقانه انداخت که باعث شد صورتش سرخ شود.
02
عاشقانه, ستایشآمیز
showing adoration
درخت واژگانی
adoringly
adoring
adore



























