جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
canny
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
ساده
کیفی
شکل عالی
canniest
شکل تفضیلی
cannier
درجهپذیر
مثالها
His canny investment decisions allowed him to amass wealth steadily over the years.
تصمیمهای سرمایهگذاری هوشمندانه او به او اجازه داد تا در طول سالها به تدریج ثروت جمع کند.
درخت واژگانی
cannily
uncanny
canny
can



























