جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Candidacy
01
کاندیداتوری, نامزدی
the state of being a candidate in an election
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
غیرقابل شمارش
شکل جمع
candidacies
مثالها
His candidacy attracted strong support from young voters.
نامزدی او حمایت قوی از رایدهندگان جوان جلب کرد.
درخت واژگانی
candidacy
candid



























