جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Ado
01
قیلوقال, بیاوبرو، هیجان، شروشور
unnecessary fuss or trouble
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
ساده
غیرقابل شمارش
مثالها
Despite all the ado surrounding the event, it turned out to be a simple and straightforward affair.
علیرغم تمام سر و صدای اطراف رویداد، معلوم شد که این یک موضوع ساده و سرراست است.



























