جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
callow
01
خامدست, بیتجربه، خام، جوان
(of a person) young and behaving in a manner that displays one's inexperience or immaturity
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
ساده
کیفی
شکل عالی
callowest
شکل تفضیلی
callower
درجهپذیر
حوزه
maturity, behavior, age
مثالها
Despite his callow attitude, he was determined to prove himself.
علیرغم رفتار نابالغ او، او مصمم بود که خودش را ثابت کند.
LanGeek
اپلیکیشن موبایل ما را دانلود کنید
درخت واژگانی
callowness
callow



























