جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Calamari
01
*کالاماری
the culinary term for squid, commonly prepared and served as a dish
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
حیوان
ساختار صرفی
ساده
غیرقابل شمارش
شکل جمع
calamari
مثالها
My parents enjoyed a delicious calamari appetizer at the seaside restaurant.
والدینم از یک پیشغذای خوشمزه کالاماری در رستوران کنار دریا لذت بردند.



























