جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
cadaverous
01
رنگ پریده و نزار, مثل جنازه
very thin or pale in a way that is suggestive of an illness
مثالها
After weeks of fever, he emerged from his sickbed looking pale and cadaverous.
پس از هفتهها تب، او از بستر بیماری بیرون آمد، در حالی که رنگ پریده و مردهوار به نظر میرسید.
02
جسد مانند, مردهوار
connected with or characteristic of a dead body
مثالها
The anatomy students studied cadaverous specimens in the lab.
دانشجویان کالبدشناسی نمونههای جسدی را در آزمایشگاه مطالعه کردند.
درخت واژگانی
cadaverous
cadaver



























