جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Burdock
01
*بابا آدم
a plant with edible roots and large leaves, known for its potential health benefits
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
بیجان
ساختار صرفی
ساده
قابل شمارش
شکل جمع
burdocks
مثالها
After hearing about its benefits, I wanted to incorporate burdock into my daily diet.
بعد از شنیدن درباره فواید آن، میخواستم بوروک را در رژیم غذایی روزانهام بگنجانم.



























