bullion
bu
ˈbʊ
boo
llion
liən
liēn
billion

تعریف و معنی "bullion"در زبان انگلیسی

Bullion
01

شمش, شمش طلا یا نقره

gold or silver cast into bars or ingots, valued by weight rather than face value 
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
بی‌جان
ساختار صرفی
ساده
غیرقابل شمارش
مثال‌ها
The vault was stacked with gold bullion ready for transport. 

گاوصندوق با شمش‌های طلا که برای حمل و نقل آماده بودند پر شده بود.

02

شمش (طلا یا نقره)

a bulk quantity of gold or silver 
مثال‌ها
Pirates were rumored to have buried chests of bullion on the island. 

شایعه بود که دزدان دریایی صندوق‌هایی از شمش را در جزیره دفن کرده‌اند.

LanGeek
دانلود برنامه
langeek application

Download Mobile App

فروشگاه برنامه