جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
to build on
[phrase form: build]
01
چیزی را مبنا قرار دادن
to use something as a basis for further development
Transitive: to build on an existing resource
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
عبارتی
فعل کنشی
باقاعده
جداشدنی
جزء فعلی
on
فعل پایه
build
زمان حال
build on
سومشخص مفرد
builds on
وجه وصفی حال
building on
گذشته ساده
built on
اسم مفعول
built on
مثالها
He hopes to build on the skills acquired during his training.
او امیدوار است که بر روی مهارتهای کسب شده در طول آموزش خود بنا نهد.



























