جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Brunch
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
brunches
مثالها
Many restaurants offer bottomless mimosas or bloody marys as part of their brunch menu to accompany the food.
بسیاری از رستورانها میموسا یا بلودی ماری نامحدود را به عنوان بخشی از منوی برانچ خود برای همراهی با غذا ارائه میدهند.
to brunch
01
در اواخر صبح یک وعده غذایی خوردن
to have a meal that is a combination of breakfast and lunch late in the morning
Intransitive
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
مشتق
فعل کنشی
باقاعده
زمان حال
brunch
سومشخص مفرد
brunches
وجه وصفی حال
brunching
گذشته ساده
brunched
اسم مفعول
brunched
مثالها
We brunched on avocado toast and mimosas at the trendy café.
ما در کافه شیک روی نان تست آووکادو و میموزا برانچ خوردیم.



























