جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Brow
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
بیجان
ساختار صرفی
ساده
قابل شمارش
شکل جمع
brows
مثالها
He wiped the sweat from his brow after completing the marathon.
او پس از اتمام ماراتن، عرق را از پیشانی خود پاک کرد.
02
ابرو
each of the pair of hair lines that cover the top of the eyes
03
قله, فراز
the peak of a hill



























