جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Bronchodilator
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
بیجان
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
bronchodilators
مثالها
The doctor prescribed a bronchodilator to relieve the patient's asthma symptoms.
پزشک یک گشادکننده برونش برای تسکین علائم آسم بیمار تجویز کرد.



























