جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Broadside
01
آگهی چاپی, بروشور
an advertisement (usually printed on a page or in a leaflet) intended for wide distribution
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
بیجان
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
broadsides
02
شلیک همزمان تمام تسلیحات یک طرف کشتی جنگی, آتش یکپارچه
the simultaneous firing of all the armament on one side of a warship
03
تمام طرف کشتی, کل طرف شناور از ساقه تا عقب
the whole side of a vessel from stem to stern
04
شلیک توپ, تمام تسلیحاتی که از یک طرف کشتی جنگی شلیک میشود
all of the armament that is fired from one side of a warship
05
سخنرانی تند و تیز, انتقاد شدید
a speech of violent denunciation
to broadside
01
برخورد پهلو به پهلو, برخورد با طرف پهن
collide with the broad side of
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
ساده
فعل حرکتی
باقاعده
زمان حال
broadside
سومشخص مفرد
broadsides
وجه وصفی حال
broadsiding
گذشته ساده
broadsided
اسم مفعول
broadsided
broadside
01
از پهلو, به صورت جانبی
with a side facing an object
اطلاعات دستوری
broadside
01
جانبی, از پهلو
toward a full side
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
ساده
نسبی
درجهناپذیر
درخت واژگانی
broadside
broad
side



























