جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
addicted
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
صفتِ اسم مفعولی
کیفی
شکل عالی
most addicted
شکل تفضیلی
more addicted
درجهپذیر
مثالها
She felt addicted to social media, checking her accounts constantly throughout the day.
او احساس میکرد به رسانههای اجتماعی معتاد شده است، و تمام روز به طور مداوم حسابهایش را بررسی میکرد.
درخت واژگانی
unaddicted
addicted
addict



























