جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
addicted
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
صفتِ اسم مفعولی
کیفی
شکل عالی
most addicted
شکل تفضیلی
more addicted
درجهپذیر
مثالها
The addicted individual sought help from a support group to overcome their dependency.
فرد معتاد برای غلبه بر وابستگی خود از یک گروه حمایتی کمک خواست.
درخت واژگانی
unaddicted
addicted
addict



























