جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
breezy
01
همراه با نسیم
having a gentle, refreshing wind
مثالها
The day was breezy, with a gentle wind rustling through the trees.
روز وزش باد ملایم داشت، با بادی ملایم که از میان درختان میوزید.
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
ساده
کیفی
شکل عالی
breeziest
شکل تفضیلی
breezier
درجهپذیر
مثالها
His breezy demeanor made the stressful meeting feel much more relaxed.
رفتار بیخیال او جلسه پرتنش را بسیار آرامتر کرد.
درخت واژگانی
breezily
breeziness
breezy
breeze



























