جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
brazenly
01
بیشرمانه, وقاحانه
in a boldly shameless or impudent way, showing no concern for rules, shame, or criticism
نکوهشی
اطلاعات دستوری
مثالها
She brazenly ignored the security guard and walked into the building.
او بیپروا نگهبان امنیتی را نادیده گرفت و وارد ساختمان شد.
LanGeek
اپلیکیشن موبایل ما را دانلود کنید
درخت واژگانی
brazenly
brazen



























