جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Wet noodle
01
کسی که شادی را خراب میکند, خوشیکش
a person who dampens excitement, enthusiasm, or fun
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انسان
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
wet noodles
مثالها
We were all excited for the trip, but Mark, being a wet noodle, kept complaining about everything.
همه ما برای سفر هیجان زده بودیم، اما مارک، به عنوان یک کاهنده اشتیاق، از همه چیز شکایت میکرد.



























