جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Right arm
01
دست راست, بازوی راست
someone who is a highly valued and reliable partner, often someone essential to a person's success or well-being
غیررسمی
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انسان
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
right arms
مثالها
She’s been my right arm through this whole project—couldn’t have done it without her.
او در طول این پروژه دست راست من بوده است—بدون او نمیتوانستم این کار را انجام دهم.



























