جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
to hair out
01
وحشت زده شدن, ترسیدن
to become scared or panicked, often at the last moment or during a tense situation
disapproving
informal
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
عبارتی
فعل کنشی
باقاعده
جدانشدنی
جزء فعلی
out
فعل پایه
hair
زمان حال
hair out
سومشخص مفرد
hairs out
وجه وصفی حال
hairing out
گذشته ساده
haired out
اسم مفعول
haired out
مثالها
He was about to ask her out but completely hared out when he saw her smile.
او قرار بود از او برای بیرون رفتن دعوت کند اما وقتی لبخندش را دید کاملاً ترسید.



























