جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
to hair out
01
وحشت زده شدن, ترسیدن
to become scared or panicked, often at the last moment or during a tense situation
نکوهشی
غیررسمی
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
عبارتی
فعل کنشی
باقاعده
جدانشدنی
جزء فعلی
out
فعل پایه
hair
زمان حال
hair out
سومشخص مفرد
hairs out
وجه وصفی حال
hairing out
گذشته ساده
haired out
اسم مفعول
haired out
مثالها
She almost had the perfect dive, but she started to hair out just before hitting the water.
او تقریباً یک شیرجه کامل داشت، اما دقیقاً قبل از برخورد با آب شروع به وحشت زدگی کرد.



























