جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Gremlin
01
یک مبتدی یا موجسوار بیتجربه, تازهکارها در مدرسه موجسواری
a novice or inexperienced surfer
humorous
informal
specialized
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انسان
ساختار صرفی
ساده
قابل شمارش
شکل جمع
gremlins
مثالها
He ’s still a gremlin, but he's improving with every session.
او هنوز یک گرملین است، اما با هر جلسه در حال بهبود است.



























