جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Casper
01
یک روح, یک فرد بسیار رنگ پریده
a very pale person, particularly when they're on the beach
طنزآمیز
غیررسمی
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انسان
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
caspers
مثالها
Look at him, he's a total Casper with that sunburn!
نگاه کن بهش، با اون آفتابسوختگی یه کاسپر تمام عیاره!



























