جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Clear shot
01
فرصت
an unobstructed view or opportunity
همآیی
عبارت روزمره
غیررسمی
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
clear shots
مثالها
She knew this was her clear shot at a promotion and didn't hesitate.
او میدانست که این فرصت واضح او برای ارتقاء است و تردید نکرد.



























